سفارش تبلیغ
صبا
فضیلتها چهارگونه اند : یکی از آنها حکمت است که قوام آن اندیشه است . [امام علی علیه السلام]

یه روزنامه جام جم خریدم

 یه مجله رایگان هم داخل روزنامه بود... به اسم کژراهه ......
روی جلدش  نوشته بود تاملی در عرفانها وشبه عرفانهای دروغین....
یک کار متفاوت....با مطالبی عجیب قسمتی داشت بعنوان بازار مکاره مدعیان.....
باخودم گفتم همه که این مجله رو دریافت نمیکنن....بزار چند موردشو تووبلاگم بنویسم باشد که برگ سبزی باشد تحفه درویش

ادعای ارتباط با امام زمان (عج)
خانمی معروف به م.ن ....
با تبلیغات، بخصوص درمیان خانم ها و در مراسم مذهبی، ضمن موجه جلوه دادن خود، جمع زیادی را فریب داد
او پس از حضور درجلساتی که ترتیب می داد راننده خود را امام زمان (عج) معرفی میکرد. و خطاب به مریدان ساده لوح خود می گفت.... دارای آنچنان ارج وقربی است که حضرت ولی عصر(عج) رانندگی اورا بعهده گرفته است. او زنان را ترغیب میکرد تا زیور آلات خود را به راننده وی هدیه کنند....  اتاقی را با استفاده از پارچه سبز پوشانده ویکباره غش میکرد وپس از آماده کردن شرایط ، کیسه ای در دست گرفته از مریدان خود میخواست دراین کیسه که متعلق به امام زمان (عج) است پول بریزند وهرکس که پول یا طلای بیشتری دراین کیسه می انداخت یا به راننده این زن می داد از نظر وی بیش از دیگران دوستدار حضرت مهدی (عج)بود.....

 من همسر امام زمانم ......
خانم ف.الف..

یکی از مدعیان پر آوازه ای بود که خود را موجودی برتر از آدمیان می پنداشت وی با نوشتن کتابی عنوان کرد من به تنهایی موفق شدم 40 سال ظهور آقا را جلو بیندازم واگر شما مریدان همت کنید وهر یک هزار جلد از کتاب مرا بخرید ، درزمان رجعت وظهور دررکاب حضرت خواهید بود پس بشتابید ودر این موضوع گوی سبقت را از دیگران بربایید.... اویک روز در میان مریدانی که برای خود جمع کرده بود ، عنوان می کند حضرت خطاب به وی فرموده اند کتابی که نوشته ای به اندازه خون همه انسانهای کره زمین ارزش دارد.....در یکی از جلسات ، وی پس از بحث وارائه پاسخهای بی سر وته به پرسش مریدانش عنوان میکند درآینده همسر امام زمان (عج)  خواهد شد.......

 اعطای مقام سیدی

 آقای ح- و
یک مدعی است که با حیله و نیرنگ موفق به جلب تعدادی از مریدان ساده دل شد....این فرد با معرفی خود به نام ولی خدا خطاب به مریدان خویش که عمدتا خانم بودند ، عنوان میکرد : حق من به شما مریدان بـیش از حق شوهرانتان است ونیازی به داشتن حجاب نزد من نیست... زیرا به دلیل رتبه ای که من دارم محرم تر از شوهرانتان هستم..
او ادعا میکرد رابطه مستقیمی  با خداوند دارد  و برخی اوقات نیز خود را « علی مجسم » میدانست وی مدعی بود با توانایی هایی که به او داده شده میتواند بیماری های لا علاج را با استفاده از نور درمانی مداوا کند. او  پس ازمدتی با راه اندازی مراسم شال بندان ، به مریدان خود عنوان « سید » را عطا میکرد و در مقابل مبالغ گزافی از آنها میگرفت.....پس ارتبلیغات گسترده این فرد و پیگیری و تحقیق درخصوص وی معلوم شد وی یک شیاد  کلاهبردار است که به دلیل صدور چک بلا محل ، دستگیر ومدتی را درزندان تحمل کیفر کرده است....

می خوام بگم خدا به دادمون برسه عجب دنیایی داریم.....اللهم عجل... عجل ... عجل ... لولیک الفرج....



درویشی (ذاکر) ::: شنبه 86/12/11::: ساعت 4:32 عصر نظرات دیگران: نظر

تو یکی از پارکهای شهر سنندج نمایشگاهی برپا شده بود.....من هم برحسب شغلم اونجا مسئولیتی داشتم....
محل نمایشگاه رو خیلی خوب درست کرده بودند....یه حسن ویژه هم داشت چون یه غرفه رو گذاشته بودن برای  نمازخونه....
 نمازخونه خالی بود...الله اکبر نماز رو نگفته بودم که یه صدای آرومی توجهم  رو  جلب کرد.... یه جوون جلو نمازخانه ایستاده بود.....گفتم بفرمائید....آقا ببخشید « من اهل سنتم میشه بیام اینجا نماز بخونم»!!!!....این حرف رو که زد باور کنید یه جورایی حالم دگرگون شد احساس تاسف کردم .... یعنی اشکال از کجاست؟ دعوتش کردم تو .... گفتم مگه همه مون مسلمان نیستیم..........  مگه همه بنده خدا نیستیم.....بله...مگه خدای من و خدای شما فرق میکنه....نه....مگه هردوتامون خدای محمد (ص) رو عبادت نمی کنیم.....بله ...این حرفا رو که زدم چهره اش باز شد....خلاصه نمازشو خوند و صمیمانه خداحافظی کرد ورفت.... باهم رفیق شدیم واز اون روز هروقت می اومد نمایشگاه یه سری هم به من می زد.....می‏خوام بگم اونقدری که دشمنای اسلام برای ضربه زدن به دینمون....اتحادمون....عقایدمون..... و مکتبمون تلاش می‏کنن ...متاسفانه ما مسلمونا برای حفظ دین....تلاش نمی کنیم.....ولی..........
 واقعا سم پاشی دشمن چکار که نمیکنه.....



درویشی (ذاکر) ::: دوشنبه 86/12/6::: ساعت 4:1 عصر نظرات دیگران: نظر